
اوووووووووووووووووخی چرا گریه می کنی عزیزم
گریه نکن ناااااااااااااااااااااااااازی
اصلا ارزش نداره به خدا
دلم گرفت
منم گریه می کنم ها نیگا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چند شب پیش رمانی رو به زبان انگلیسی دست زن داییم دیدم اما متاسفانه یادم رفت اسمش رو بپرسم! ایشون برام خلاصه و چکیده اون کتاب رو تعریف کرد. نویسنده کتاب از قرار معلوم دو تا خواهر به نامهای شارلوت برونته و امیلی برونته هستن.
خلاصه داستان اینه که میگه:
آدمهای عاشق معمولا در عشقشون خشونت یا بهتره بگیم لجبازی به خرج میدن و اینطور وانمود می کنن که عاشق نیستند و این قدر این غرور و لجبازی به طول می انجامه که اکثر اوقات تا آخر عمر دو نفر هیچ وقت به هم نمی رسن و بالاخره بعد از مرگ معشوق عاشق سر قبر او حاضر میشه و کنار قبر او برای خودش قبری در نظر می گیره و شیب قبرش رو به طرف قبر معشوقش قرار میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
امروز تعدادی از آهنگ های فیلم زیبای خواهران غریب از یکی از دوستان به دستم رسید این فیلم و ترانه هاش بسیار زیبا و احساسی بود طوری که از چند باره دیدنش خسته نمیشم

به یاد مرحوم شکیبایی:
(دوست پشیمون) مثل شبنم که نمی مونه / رو گل و پونه
گرمای وفا / می بره از دل همه کینه ها
دلا میشه روشن آآآآآآآی قهر نکن تو با من / آآآآآآآآی قهر نکن تو با من
***********************
(دوست ناراحت) باهات قهرم / باز نکن دهن
با من حرف نزن / حسود نیاسود
این چه کاری بود / چه دیر و چه زود
نمی کنم آشتی جــــــــــای آشتی نذاشتی / جـــــــــــای آشتی نذاشتی
******************
(دوست پشیمون) ریزه ریزه کم کم / دست بذار تو دستم
فصل شکفتن / دلای ما روشن
الاکلنگ رنگاورنگ / گل و گلدونه
نعنا و پونه آشتی کنونه / دلا میشه روشن
آآآآآآآی قهر نکن تو با من / آآآآآآآآی قهر نکن تو با من
******************
(معلم) چرا ز هم رنجیدند؟
به باغ آشتی گل چیدن / گل گفتن / گل شنیدن
دست به دست هم رقصیدن / حمومک مورچه داره
بشین و پاشو خنده داره / اتل متل توتوله / گاو حسن چه جوره
عمو زنجیر باف زنجیر منو بافتی
حیف نیست؟ چرا ز هم رنجیدند؟
به باغ آشتی گل چیدن / شربت مهر به لب نوشیدن
*********************
(بچه ها) معلم درس وفا / معلم نازنین ما
با عشق و شور و غمخواری / از جون و از دل کنار ما
چراغ راه معلم ما / یار و همراه معلم ما
الاکلنگ رنگاورنگ گل و گلدونه / نعنا و پونه / آشتی کنونه
گنجیشکه می خونه جیک جیک / چشات مهربونه جیک جیک
به یادم می مونه جیک حیک / این دوره زمونه جیک جیک
مهر تو می مونه جیک جیک / چشات مهربونه جیک جیک / به یادم می مونه جیک جیک
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد بختم ار یار شود رختم ازینجا ببرد
کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد
باغبانا ز خزان بی خبرت می بینم آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد
رهزن دهر نخفتست مشو ایمن از او اگر امروز نبردست که فردا ببرد
در خیال این همه لعبت به هوس می بازم بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد
علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد ترسم آن نرگس ترکانه به یغما ببرد
بانگ گاوی چه صدا باز دهد عشوه مخر سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد
جام مینایی می سد ره تنگدلیست منه از دست که سیل غمت از جا ببرد
راه عشق ار چه کمین گاه کمانداران است هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد
حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد
نوشتن این شعر یا بهتره بگم وصف حال بهانه ای شد برای معرفی کتابی که خیلی دوسش دارم و با همه تفال نامه های حافظ فرق داره :
دیوان کامل و جامع "هدیه حافظ" با شرح کامل تفال و معنی لغات کلیدی و ابیات مشکل و ترجمه ابیات به زبان انگلیسی به قلم دکتر عباس عطاری کرمانی انتشارات آسیم
این کتاب به من در ترجمه لغات مشکلی که معنی اونها رو نمی دونستم خیلی کمک کرد و البته یه حسن دیگه که داره اون هم تفاوت تفال ها ی این کتاب با بقیه کتاب هاست. و یا پیشنهاداتی که مولف در هر غزل به صاحب اون میده که قرآن بخونه یا نذر کنه و یا ...
ولی خب هر کسی نظری داره باید خودتون ببینید شاید به نظر شما اصلا هم جالب نباشه
مثلا تو همین شعر بالا لغاتی مثل: کش سرمست یعنی نیک و خوب / نام تماشا یعنی خواستار دیدار / بانگ گاوی تلمیح دارد به آیه 147 سوره اعراف / بهل یعنی بگذار /
خب این خیلی به من در ترجمه اشعار کمک می کنه
توصیه می کنم یه نگاه بهش بندازید

گویند: سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه
از اینجا که من ایستادم چقـــــــــــــدر تا آسمون راهه

![]()
روز سه شنبه 10/7/1363 ساعت 6:30 صبح، گفته ها حاکی از آنست که دختری خوشگل و نازنازی دیده به عرصه دنیا گشود.
(یکی نیست بگه آخه اومدی چی کار؟!)
وای بمیرم، مامانم رو از خواب بی خواب کردم ![]()
مامان تعریف می کنه که اون زمون دکترها نه تاریخ تعیین می کردن، نه سونوگرافی و مامانا خودشون تاریخ تقریبی زایمان رو حساب کتاب می کردن.
اطرافیان هم که دیگه به خوبی کار سونوگرافی رو انجام می دادن.

خلاصه مامان خیلی چیزای دیگه ای برام تعریف کرد مثل همه خاطراتی که همیشه تعریف می کنه، از زندگی های سخت اون زمون، از رفتارهای دیگرون، و من باز به این نتیجه رسیدم که چقدر مامانای نسل ما همشون بدون استثنا خانوم و با گذشت بودن و هستن، مسائلی که شاید اگه برای من پیش بیاد واقعا ندونم باید چی کار کنم.
امروز 25 امین 10 مهری بود که من چشمام رو رو به دنیا باز کردم، وقتی از خواب بیدار شدم مامان داشت نماز می خوند، منتظر شدم نمازش تموم شد بعد رفتم و دستش رو بوسیدم
و اونم کلی دعام کرد...
۴ مهر تولد وبلاگ من بود
وبلاگم ۱ ساله شد
تولدت مبارک


Our age range is so much…”
“But this will not keep out of touch…
به سطر های شعرش معتقدم.
به این حقیقت هم ایمان دارم که تفاوت های سنی نمی توانند مانع از پرواز روح ها شوند.
اندیشه های همزمانی را دوست دارم
و
این را هم که دو نفر با هزار ها فرسنگ فاصله،
درست در یک ثانیه مشترک، به هم فکر می کنند.
مهم نیست که با چند دهه اختلاف به این دنیا قدم گذاشته ایم.
اهمیتی ندارد که تعداد چروک های صورت من چند سال عمیق تر است.
مهم این است
که
وقتی از فاصله چند هزار کیلومتری به روزگار یکدیگر سلام می کنیم،
طعم لحظه ها می روند به سمت امید.
***
…And we can not tell the reality in word”
“ We always use dots instead …
به این سطر های باورش هم معتقدم.
به این که خیلی وقت ها از به زبان آوردن ساده ترین واژه ها می ترسیم.
و راه های مشکل را برای بیان احساسمان انتخاب می کنیم.
همان راه هایی که یا نتیجه ای به همراه ندارند
یا
نتیجه دلخواهمان را 180 درجه معکوس نشان می دهند.
Dot های من یکی از همین های بی نتیجه یا بد نتیجه هستند همیشه!
***
I was planning a life without goals”
You told me, I should change my rules
I was completely lost in darkness and loneliness
“ You gave me a life full of joy and happiness
قبول دارم حرف هایش را.
گاهی وقت ها حضور یک وجود، روزگارمان را از این رو به آن رو می کند.
این وجود می تواند یک استاد معنوی باشد، یک نوزاد، یک دوست یا ...
وجود می آید و دنیای بی هدفمان می شود سرشار از آرمان و آرزو!
تاریکی و تنهایی را می سپاریم به دست بادهای دور
و
ثانیه هایمان شادی را زمزمه می کنند با طراوت!
***
“ Your patience radiates meaning
“ You deny shoeing any feeling
به این دو سطر شعر هم باور دارم
و
سکوت را سنجاق می کنم به تفسیرهایم که بوی کالی می دهند همیشه !!!
داداشم پست زیبایی گذاشته، خیلی خوشم اومد: